-
برای منیژه خانوم!!!
شنبه 22 شهریور 1393 22:23
هوالغریب... پیر زن مهربان بود...در چشمانش عشق موج می زد...از همان وقتی که پا به بیمارستان گذاشتم با چشمان مهربانش و تسبیح شاه مقصودی که در دستش بود و ذکر گفتن هایش با تسبیح مرا جذب خودش کرد...شاید به دلیل شباهتش به سیده بانوی ِ رویاهایم بود... در آن اتاق سه مریض بودند که یکی شان مادر بزرگ من بود... وقتی ملاقات تمام شد...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-21
جمعه 21 شهریور 1393 11:55
هوالغریب... جمعه ای دیگر آمد و سلامی دیگر که از همان صبج هایش سند می خورد به نام خوب ترین... سلام خوب ترین سلام مهدی جانم سلام یگانه مولا و صاحب ِ زمانم به راستی که چقدر حرف زدن با شما چقـــــــدر خوب است...صبح های جمعه که طبق ِ یک قرار نانوشته با وضو به این سرا می آیم و می دانم که دلم به قرار می رسد خوشحالم... اصلا...
-
زندگی است دیگر؟!!!
دوشنبه 17 شهریور 1393 21:25
هوالغریب... وقتی زندگی تصمیمی بگیرد خوب بلد است به آن عمل کند...مثل خیلی تصمیم های من نبوده تصمیم هایش!!!! مثلا وقی تصمیم بگیرد سختی بدهد همچین سختی می دهد که ندانی از کجا دارد می آید... اصلا می مانی کجای ِ دلت بگذاری تمام سختی های از راه رسیده را... که هنوز نفس تازه نکرده اند ولی به وظیفه شان خوب عمل می کنند!!! وجدان...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-20
جمعه 14 شهریور 1393 15:35
هوالغریب... دیگر به غربت این روزها ایمان آورده ام دیگر به غربت ِ محض ِ شما در این دنیا ایمان آورده ام این روزها دیگر به خیلی چیزها ایمان آورده ام...به بغض ...به درد ... به سکوت... به عمق... به چاه.... به آب... به آسمان... به غروب های ارغوانی ِ این روزها... به سکوت ِ این روزها....به اشک... به گریه... به تنهایی... این...
-
ضامن ِ بی رقیب ِ دلم...
سهشنبه 11 شهریور 1393 16:15
هوالغریب... به یک باره دلم رفت تا خود ِ حرم ِ ضامن ِ دلم... و از این صحن به آن صحن رفتن ها... در حرم گشتن ها...و خسته نشدن ها... همه ی صحن ها را یک به یک گشتن و در آخر رسیدن به صحن انقلاب که ی جور عجیبی همیشه دوستش داشتم.... تا کودکی هایم و اولین باری که به یاد می آورم از مشهد رفتن هایمان... و حتی عکس هایمان در مشهد...
-
سرتق بازی های ِ زندگی!!!
دوشنبه 10 شهریور 1393 23:00
هوالغریب... زندگی که بیفتد روی همان ِ دور ِ لج در آور خودش می شود حکایت سرتق بازی های دختر خاله ی کوچکم... همان فاطمه ای که وقتی شش ماهه بود روزی از او نوشتم و حالا چهار سالگی اش را هم رد کرده است و در این چهار سال هر بار مرا می بیند می ایستد و آنقدر منتظر می ماند تا من دستانم را باز کنم و او هم ذوق کند و بدود و بپرد...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-19
جمعه 7 شهریور 1393 19:14
هوالغریب... دعوتی ناگهانی و لرزیدن ِ دلی که این روزها غریب مانده در این دنیای ِ هزار رنگ... لرزیدن دل و گفتن این حرف که شما اصلا منو نگاهم نمی کنید چه برسه به این که بخواین بهم عیدی بدین...و بعد در کمتر از چند ساعت دعوت شدن به حرمش... کریمه ی اهل بیت را می گویم... در روز تولدشان من بودم و این حرف ها و یک بغض ِ بی...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-18
جمعه 31 مرداد 1393 12:14
هوالغریب... شهادت امام جعفر صادق علیه السلام دلم ناخودآگاه پر می کشد...می رود تــــــــــــــــــــا کربلا... تا کربلایی که در روز شهادت امام صادق دیدمش... و باز اسم کربلا می آید و دلم به جنون محض می رسد... سلام خوب ترین سلام یگانه امام و مولای ِ دنیایمان زبان به قصور ِ محض می رسد وقتی حرف از شیعه به میان می آید... آن...
-
سکوت ِ این روزهایم...
چهارشنبه 29 مرداد 1393 17:25
هوالغریب... به روز شماری که بیفتی دلتنگ می شوی... روز به روز میشماری اما تمام نمیشود زندگی دارد لج در آور ترین چهره ی خودش را به رخ ِ تمام زندگی ام می کشد!!! و نگاهم که روز به روز صبور تر میشود و ساکت تر سکوتی که حتی سر تا سر ِ سنگ صبورم را هم گرفته بیچاره دلم!! + انگار بهترین راه، تلقین ِ که زندگیم خوبه، شیرینه حتی...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش- 17
جمعه 24 مرداد 1393 00:21
هوالغریب... سلام خوب ترین سلام مهدی جانم هفت سال گذشته است...هفت سال شد که نوری دوباره به چشمانم برگشت...و حال عجیب به دنبال نور می گردم در زندگی ام...در کل ِ زندگی ام... این روزها که در پی ِ نورم دلم می دود پی ِ شما...پی ِ شما که خوب ترینید... آخر مهری که از شما به جانم نشسته است در این روزهای سخت راه نجات است......
-
پرواز ِ دل
سهشنبه 21 مرداد 1393 20:23
هوالغریب... خوابی عجیب و در کنار حرم رضوی بودن همان مسیر همیشگی اما به همان شلوغی ای که از مشهد در روز ِ عاشورا دیدم من بودم و یک دنیا تمنا از ضامن ِ دلم + دلم این روزها می رود پی ِ کبوترهایی که روزی خواستم سهمشان ار آزادی، حرم امام رضا شود... تنها خواستم که آزادی را این گونه تجربه کنند و جلد آنجا شوند... به راستی که...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-16
جمعه 17 مرداد 1393 11:45
هوالغریب... جمعه ای دیگر و سلامی دیگر و چشم باز کردنی دیگر در دل ِ جمعه ای دیگر... از صبح بر خواستن و سلام دادن به شما به شما که خوب ترینید به شما که ناب ترینید به شما که یگانه امام حاضر ِ این دنیای ِ عجیبید سلام خوب ترین سلام یگانه مولای ستاره پوشم سلام مهدی جانم در این دنیای عجیب من مانده ام و گنبد ِ مسجدی که این...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-15
جمعه 10 مرداد 1393 13:22
هوالغریب... سلام خوب ترین سلام یگانه مرد ِ حاضر در این دنیا از این روزهای ِ بی شما دلم می گیرد...از این روزها که دیگر در پی ِ شما بودن باعث هزار جور حرف و حدیث میشود دلم می گیرد ولی باز هم مشتاق تر پی ِ شما می دَوَم... در راه شما که جوانی ام پیشکشش به آن شده... چرا که بهترین پناهید بر تمام بی پناهی ِ این روزها... دلم...
-
بدرقه ی رمضان
چهارشنبه 8 مرداد 1393 12:18
هوالغریب... بی سر و صدا تر از آنی که آمده بودی رفتی نجابت خاص ِ توست درست به نجابت یک نسیم بی نهایت دلچسب در دل ِ گرمای محض ِ تابستان همان نسیمی که خوش موقع ترین ِ نسیم این تابستان بود یک نسیم بی نهایت محشر که برای بدرقه ی تو آمده بود و نماز ِ عید ِ فطر در زیر آسمانت و تکان خوردن دل و چادر ِ نمازم بخاطر این بدرقه ی...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-14
جمعه 3 مرداد 1393 13:09
هوالغریب... خیلی دور نشدیم از آن روزی که نوشتم قصه ی اولین هاست!! اولین جمعه ی رمضان!!! اولین سحر ها و اولین تشنه شدن ها... اولین پر کشیدن ِ دل تا خوده ِ کربلای ِ ارباب به حرمت ِ آب !! تا خوده حرم ِ ساقی کربلا... تا خود ِ رطوبت ِ محشر گوشه کنارهای ضریحش...تا خوده آبی که تا ابد هم طواف کند باز شرمسار ِ روی ِ عموی ِ...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-13
جمعه 27 تیر 1393 13:45
هوالغریب... امام جواد(ع) : ای پیروان تشیّع با مخالفان امامت به سورة «انّا انزلناه» استدلال کنید تا پیروز شوید. به خدا سوگند این سوره پس از درگذشت پیامبر(ص)، حجت خدای متعال بر خلق است. این سوره نقطة اوج دین شماست. این سوره نشانة ابعاد علم ماست. سلام بر صاحب این شب ها سلام بر صاحب شب های قدر ِ بی قدر ِ ما سلام خوب ترین...
-
عنوان ندارد!!!
دوشنبه 23 تیر 1393 16:27
هوالغریب... آن وقت دور ِ زبان یاد گرفتن هایم بود...آن وقت ها که دوم دبیرستان بودم و این زبان خواندن ها به جانم نشسته بود...آن وقت ها که زنگ های تفریحم در مدرسه با کتاب های زبان می گذشت و پشت تمام این کتاب ها دخترکی بود که نان خشکی ِ آن اطراف بود که هیچ گاه مدیر مدرسه نفهمید آن نان خشکی ار کجا صدایش می آید...از همان...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-12
جمعه 20 تیر 1393 15:11
هوالغریب... ماه که به کامل شدن می رسد دلم یک جور ِ عجیبی می لرزد و نگاهم می رود تا آن بالا بالاها... می رود تا گردی محض اش... و می رود تا شما که یگانه خوب ترین ِ دنیایم هستید و می رود تــــــــا ماه رمضان قبلی که این زخم ِ معده نبود و روزه ها کامل بود و فاطمه اندکی لیاقت ِ بندگی داشت... هنوز هم در گردی ِ ماه ِ عجیب ِ...
-
معجزه
یکشنبه 15 تیر 1393 19:35
هوالغریب... لرزیدن ِ دل دعایی به رنگ ِ آسمان قلقلک ِ شیرین ِ دل در دل ِ غروب ها و سحرهایی که عجیب حقیر می شوند واژه ها برای توصیفش مهمانی خدا آمده است دلکم... از این سفره ها معجزه دور نیست... دعا کن +من از عشق ِ بارون به دریا زدم
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-11
جمعه 13 تیر 1393 11:50
هوالغریب... قصه ی اولین هاست... این هفته قصه ی اولین ها بود... اولین سحر اولین روزه اولین تشنه شدن ها آن هم در دل ِ گرما اولین افطار اولین ربنا اولین دلتنگی ها برای ماه ِ رمضان قبل و پر زدن تا آن روزهای محشری که همه چیز عجیب بوی خدا و کعبه می داد...تا آن بند زدن هایی که بوی کعبه گرفت اولین لرزیدن دل اولین اشک ها در...
-
عشق ِ دریا
چهارشنبه 11 تیر 1393 14:47
هو الغریب... خوب گوش کن!!! گوش هایت را تیز کن!!! می خواهد ببخشد می خواهد اجابت کند می خواهد صدایش کنی دریا سخاوت مند تر از همیشه اش شده است به قدر خودت لذت ببر و دریایی شو + من از عشق ِ بارون به دریــــــا زدم به بارون و به آسمون دعوتیم + دلم لک زده برای شنیدن صدای دریا و راه رفتن روی ماسه ها.... رهــــــا رهـــا...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-10
جمعه 6 تیر 1393 09:27
هوالغریب... دعا دعا دست به دعا شدن و در لحظه و با تمام وجود صدایتان کردن... صدا کردن شما در کنار حرم ِ امامی که روزی ضامن شد... روزی پناه شد و نگذاشت که دلی بمیرد... خواندن ِ نماز ِ شما در دل ِ حرم ِ پر از امنیت امام رضا .... سلام مهدی جانم سلام خوب ترین ِ مرد ِ حاضر در این دنیا این روزها که دلم به دنبال اندکی خوبی می...
-
دیدار ِ ضامن ِ دلم...
یکشنبه 1 تیر 1393 12:51
هوالغریب... یک سال و نیم دوری بس است برای از پا در آمدن یک آدم یک سال و نیم دوری و نشدن بس است برای کم طاقت شدن و برای به بار نشستن ِ یک باره ی چشم ها حتی در جمع یک سال و نیم بس است برای خیلی چیزها... و این اواخر که پر بود از نشدن ها...ار کربلایی که قسمت نشد...از آن نشدن های ِ زندگی...از آن نشدن ها که جـــــــان می...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-9
جمعه 30 خرداد 1393 09:18
هوالغریب.... سلام آقای ِ غریب این روزهای انتظار سلام بر یگانه سواری که روزی خواهد آمد جمعه ی تب دار دیگری از راه رسید و عطر ناب جمعه های ِ سند خورده به نام شما.... جمعه ای با رنگ و بوی ِ مهدی ِ فاطمه... و خوشبختی ازین می تواند بالاتر شود که روزی کسی لایق دیدارتان شود و کسی آنقدر محبوب که در قنوت ِ نماز هایتان دعایش...
-
این روزها...
چهارشنبه 28 خرداد 1393 23:18
هوالغریب... به این روزها سپرده ام که یادشان باشد به این ثانیه ها سپرده ام تا همه چیز را خـــــوب به خاطر بسپارند... این روزها باید به یاد ِ این روزها بماند... + ماهی ها عجیب ساکت اند و مظلوم...بی آزار ترین موجوداتی که دیده ام... تازه به تمام این ها عاشق شدن ِ ماهی را هم اضافه کن!!! + همه دنیا بخواد و تو بگی نه نخواد و...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-8
جمعه 23 خرداد 1393 10:04
هوالغریب... بوی اسپند و دود محشرش شربت دادن ها در گوشه و کنار ها و صدای مولودی ها همه ی اینا خبر می دهند از اتفاقی که در راه است... و تمام شدن کلاس ها و حس ِ آزادی ... و بعد هم زدن به دل ِ شهر برای رسیدن به خانه...و ادای ِ یک نذر زیبا... و در راه بودن و رها کردن همه چیز... تمام ِ زندگی و مخلفاتش به دست یگانه سنگ صبورم...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-7
جمعه 16 خرداد 1393 00:09
هوالغریب... حضرت محمد (ص) : روزگاری بر مردم بیاید که از قرآن جز نشان بجای نماند، و از اسلام جز نامی نماند، مردم خود را مسلمان می نامند در صورتی که دورتر از همه کس به اسلام هستند، مسجد های آنان ( در ظاهر) آباد است ولی (در باطن) از هدایت ( و در حقیقت) ویران، فقهای آن ها بدترین فقهای زیر آسمان هستند، فتنه از نزد آنها...
-
بــــــــــاد...
پنجشنبه 15 خرداد 1393 01:34
هوالغریب.... بـــــــاد این سه حرف و وسعت بی نهایتش شده رفیق ِ این روزهایم و حتی این ثانیه ها هنوز می وزد و تنهایم نگذاشته... باد خوب می داند که دخترک ِ قصه می ترسد از این روزها و شب ها... برای همین هم دارد می وزد... می وزد و موهای دخترک را به هر سو که دلش بخواهد می کشاند... حتی در میان ِ بلندی ِ امروز و ایستادن بر...
-
من کشته ی اشکم...
یکشنبه 11 خرداد 1393 22:13
هوالغریب... فرمود : أَنَا قَتیلُ العَبَرات من کشته ی اشک ها هستم و به راستی که گاهی می مانم در این همه کج فهمی ها!!! و این لقب ِ مهربان ترین اربابم که همیشه مثل دیگر لقب ها برای من پر بوده از رازها ... مثل ثارالله بودن... و به راستی که فهمیدن ِ خون ِ خدا بودن سخت است... درست مثل همین لقب... قتیل العبرات... کشته ی اشک...
-
فاطمی شدن برای آمدن آقای ستاره پوش-6
جمعه 9 خرداد 1393 10:02
هوالغریب... الجمعة - ١ شعبان ١٤٣٥ رسول خدا (ص) فرمود : شعبان ماه من است و رمضان ماه خداست و آن بهار فقراست . خداوند قربانی کردن را قرار داد تا مساکین تان از گوشت سیر گردند پس آنها را اطعام کنید. فضایل ماه رجب ، شعبان رمضان ؛ صفحه ۵۵ سلام یگانه امام حاضر بر دنیایمان سلام بر یگانه ولی و سرپرست ِ حاضر ِ خداوند سلام مهدی...