ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
هوالغریب....
دلم برای خیلی چیز ها تنگ شده است...
برای آن وقت ها که در وبم می آمدم و از آسمان می گفتم... و غرق میشدم در بهشت بالای سرم
برای آن وقت ها که همین آهنگ بی کلام از خانه ام پخش میشد و من رها می شدم در خلصه ای که نمی دانم چگونه توصیفش کنم
از همان وقت ها که آدم شبیه این فیلم ها می شود. نگاهش مات
چشمانش خیره و گاهی به اشک نشسته
و درونش غوغا
از همان وقت ها که توی فیلم ها نشان می دهد و طرف کلی چیز توی ذهنش می گذرد ولی قیافه اشبه ظاهر آرام است... و تنها کسی می فهمد که نگاه شخصیت اصلی داستان را بشناسد...
این آهنگ مرا می برد تا همان خلصه ها و سکوت ها...
دلم همان وقت هایم را می خواهد
که غصه هایم کوچک بود ...
وسعت دلم را نمی دانم
خیلی وقت است از دلم حرف نزده ام و کسی برایم از دلم نگفته است...
ولی خوب می دانم که غصه هایم در این سال ها خوب قد کشیده اند...
مثل یک درخت که پایش کود بریزند و خوب رشد کند...
غصه هایم خوب رشد کرده اند...
اما یک چیز را می دانی خدا...
شده ام مث یک درختی که در زمستان هرسش می کنند تا بار بدهد...
خدایا غصه هایم را هرس کن...
مثل درختی شده ام که بدون هرس کردن شکوفه نمی دهد...
دلم می خواهد یک جا بیاستم و خدا بیاید و مرا هرس کند... سنگین شده ام ازین غصه ها...راه که می روم بدنم درد می گیرد از حجمشان...
حال درختی را خوب می فهمم که وقتی هرسش می کنی تند تند برایت شکوفه می دهد...
کاش می شد غصه ها را هم مثل درختان هرس کرد...
ولی حیف که زندگی از یک جایی به بعد می شود سوختن و ساختن...
وگرنه دلم برای جوانی هایش خیلی برنامه ها داشت...
حتما تو این گونه خواستی خدایم وگرنه من دعا کردم...
تمام قد می لرزم... اشک می ریزم ولی می گویم شکر...
سلام فاطمه خانوم گل گلاب
بسیار زیبا نوشتی ولی غمگین
یه حقیقتی بگم الان یکی دو تا غلط املایی داشتی
از وقتی تو فیلمنامم جارو رو نوشتم جاور و استاد 3 نمره ازم کم کرد جدیدا نمیفهمم چی میخونم فقط تمرکزم روی املاست
سلام مهرناز خانوم گل
خخخخ...
چون در لحظه با اشک می نوشتمش غلط املایی پیش اومده...
بعدشم چون سریع رفتم که به کلاسم برسم نرسیدم بخونم...
میفهمم... منم این حسو نسبت به انگلیسی دارم:دی
یه طومار نوشتم برات بعد همشو خوندم بعدش موندم بفرسمش یا نفرسمش
بعدش رفتم یه نیگا به صفحه اول شناسنامم کردم دیدم این حرفا در حد من نیس همشو پاکوندم
خلاصه عزت زیاد
میگفتی هم اشکالی نداشت...
اگر دوست داشتی بیا خصوصی بهم بگو...
ممنون مهرناز.
و مرسی که اومدی
فکر می کنم با سفری که برات پیش اومد این فرصت هرس ایجاد شد


خدا رو شکر برای این سفر خوب
ان شالله که بهترین بهترین ها برات اتفاق بیفته
ان شالله
این سفرها فقط آدم رو مقطعی دور می کنن و وقتی برگردی همه چی مثل قبله...
از تو انتظار این حرفو نداشتم...
اونم به منی که توی کل امسال تنها و تنها بار معنویش برای من همین سفر بود!!!
ممنون
به همچنین
اعتقادتون به خدا برام جالبه .
از چه نظر جالبه؟
سال خوبی براتون ارزو میکنم . پیشاپیش سال نو مبارک
ممنون. سال نو شمام مبارک