ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
هوالغریب....
میشه بغلم کنی؟!
یادته دیشب اینو بهت گفتم؟ بغض کردم و ی گوشه آروم نشستم... نشستم و سرم بین زانوهام بود... تو که منو می شناسی... می دونی هر وقت اینجوری بشینم ینی اوضاع خرابه...نمی دونم چن ساعت ولی ساعت ها این مدلی نشستم و بات حرف زدم خدا...نصفه شب شده بود که بالاخره خوابم برد...
خدایا میشه بغلم کنی؟!
این همه تنهایی حق ِ من بود؟!
سلام گلم...خوبی وب زیبایی داری
سلام
ممنون. امیدوارم نظر اسپم نباشه و واقعا خونده باشین...
سلام دوست جان
خوبی؟ا
منم بارها این حس پستتو تجربه کردم زانوهامو بغل کردم انگار که بخدا بخام بگم ببین حالمو
ایشالا که غم از دلت دور باشه و از صمیم قلب ارزو میکنم همیشه گل لبخند به لبت باشه
سلام دوستم...
منم خیلی تجربه کزدم...
تموم این دعاها رو چندین برابر برای خودت میخوام عزیزم...
عزیییییییییییییزم عاشقتم با این بست های خووبت.... دلم تنک شده بووووووووووووود
به به ببین کی اینجاس... مرجان خانوم رفیق قدیمی.... چطوری دختر؟!
خوبی؟!
فاطمه
میشه بغلم کنی؟
اره عزیزم بیا
چیزی شده؟!
چقدر روان می نویسید! لذت بردم
ممنون از لطف شما...