ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
و اولین پست....
بی بهانه سلام
امروز می خوام اولین پست رو بزارم....
راستش می خوام متنایی رو تو وب بنویسم که شاید بتونه دلی رو تکون بده....
از کسانی هم که لطف می کنن و میان می خوام اگه متنی داشتن بگن چون این یه وب کاملا آزاده و فقط یه پاتوقه واسه گفتن و شنیدن حرفای آدمای اهل دل....
پس هر کی اهله دله و می خواد حرف دل بخونه بیاد...
منتظرم....
و حرف آخر....
گفتی!
چشم ها را باید شست. شستم ولی...
گفتی!
طور دیگر باید دید. دیدم ولی ...
گفتی!
زیر باران باید رفت. رفتم ولی...
او نه چشم های خیس شسته ام را، نه نگاه دیگرم را، هیچکدام را ندید.
فقط با تنه ای خندید و گفت:
ای دیوونه ی بارون ندیده...