ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
هوالغریب...
آن وقت دور ِ زبان یاد گرفتن هایم بود...آن وقت ها که دوم دبیرستان بودم و این زبان خواندن ها به جانم نشسته بود...آن وقت ها که زنگ های تفریحم در مدرسه با کتاب های زبان می گذشت و پشت تمام این کتاب ها دخترکی بود که نان خشکی ِ آن اطراف بود که هیچ گاه مدیر مدرسه نفهمید آن نان خشکی ار کجا صدایش می آید...از همان وقت ها که مدیر مدرسه مان می گفت نباید اطراف یک مدرسه شاهد نان خشکی بیاید... از همان وقت ها که بین بچه ها نامم کشور خانوم بود و یکی از بچه ها اسمش ایران بود و قرار بود پسر ایران خانوم بشود داماد کشور خانوم که بنده بودم... از همان وقت ها که در نماز خانه چادر سفید گل گلی سرم می کردم و با دندانم چادرم را می گرفتم و به دختر ِ نداشته ام پز می دادم...
از همان وقت ها که نماز خانه ی مدرسه مان در عین کنج بودنش و زیارت عاشورا های محشری که هر پنج شنبه صبح با اشک می خواندم برایم پر بود از دیوانه بازی های محض...پر بود از ادا در آوردن در مراسم ها در کنار معلم ها و غش کردن آن ها از دست دیوانه بازی های من...همان معلم هایی که هر وقت در خیابانی، جایی ببینمشان آن ها تنها دیوانه بازی های مرا به یاد می آورند...
از همان وقت ها که اینترنت مثل حالا فراگیر نبود و وقتی قرار میشد در کلاس زبانم یک آهنگ یا یک خبری را بنویسیم بشود همه را از نت در آورد...آن وقت ها زمان ِ ده بار گوش دادن تا شاید فهمیدن بود...آن وقت ها زمان صدای مدم دایل آپ بود و صدای کانکت شدن هایش...
آن وقت ها که یک آهنگ در کلاس پخش می شد و همه به هم زل می زدند و هیچ کس نمی فهمید...
از آن وقت ها سال ها گذشته و دیگر آهنگ ها به سختی ِ آن دوران نیستند...
و حال که نوبت به آهنگ پخش کردن های خودم رسیده...حال که دنیا چرخیده تازه می فهمم چه لذت عجیبی می برده معلم آن وقت هایمان که زل می زده به قیافه های ما...
اولین باری که یک آهنگ را قرار بود گوش بدهیم را خوب به یاد دارم...یک آهنگ بود از یک خواننده ک اسمش چِــر بود و آهنگ ترکیبی از زبان اسپانیایی و انگلیسی بود...
وقتی می گفت دُ وِ لَمُر ِ چشم های ما گرد می شد که این دیگر چیست...و دلمان خوش می شد که لااقل آن آی کَن نات اول آهنگ را می فهمیم و به خودمان می بالیدیم که عجب زبان بلد هایی هستیم ما!!!
و حال دوباره به همان حال رسیده ام...به همان حال ِ گرد شدن ِ چشم ها...اما دیگر گوش هایم پر می شود از ق گفتن ها و زبان فرانسه ای که مثل انگلیسی برایم با یک عالمه نشدن و نفرت شروع شد و حال به علاقه رسیده است و وقتی می شنوم یک آهنگ فرانسوی و یک کلمه می فهمم چقدر دوباره ذوق می کنم که عجب فرانسه بلدی هستم من!!! ولی این بار خوووب می دانم که هیچ چیز بارم نیست :دی
در دلم کودکانه ذوق می کنم که پاریس را پَقی بگویم و فامیلی ام که ر دارد را با ق بگویم و بخندم که عجب فامیلی ِ مضخرفی شد!!!
و بعد اسم ها را شروع کنم با ق بگویم و کودکانه بخندم که عجب ِ زبان خنده داری دارند و گاهی زبانم بگیرد وقتی قرار می شود یک عالمه ق و خ را با هم ترکیب کنم و بعد کلی فعل صرف کنم و یاد بگیرم که فلان کشور مونث است و کتاب مذکر است و هزار جور داستان ِ دیگر...
+ و بعد در انتهای نوشتن هایم یادم بیفتد که با چه حالی تمام ِ این خاطره بازی ها را نوشتم...بعد از یک شب ِ سخت که دلم شکست...بد هم شکست...اما آه نکشید... آه نکشید... تنها رها کرد همه چیز را به دستان ِ خداوند که قادر ِ مطلق است...
حتی خودم هم نمی دانم که چه شد به یاد آن زمان ها افتادم....تنها دست به قلم(همان کیبرد ِ ایسوز جان) شدم که بنویسم و وقتی به خودم آمدم دیدم که این ها را نوشته ام!!! بگذارید به حساب همان دیوانه بازی ها...
اما دیوانه بازی هایی که باید فاطمه را بشناسی!!!
? Where are you now my love+
I need you here to hold me
Whispered so sweetly
Feel my heart beating
این هم همان آهنگی که در بالا از آن نوشتم...
چه قشنگ و پر از احساس مثل خودت
فرانسوی زبان قشنگیه من دوسش دارم
اما بیشتر دوست دارم آلمانی رو یاد بگیرم
ممنون...لطف داری مهرناز جان
اوهوم...زبان قشنگیه....ی جور آهنگ داره...
آلمانی هم جذابه...هر چی فرانسه ق داره آلمانی خ داره
ســکــوت کــن...
ایـــن دنـیـــا اگــر حـــرفـــى داشـــت...
خــدایــــش ســـاکـــت نـبــود
این حرف رو اصلا قبول ندارم...
خدا هیچ وقت سکوت نمی کنه...
ایراد از دل های خودمونه
گاهی لازمه دیوونه بازی کنیم...
گاهی لازمه بچه بشیم و هی الکی بخندیم به چیزی که شاید اصلن خنده دار نیست
خوشحالم که حالا حال دلت خوبه...
راستی سلام خانوم کم پیدا...
نماز و روزه هاتم قبول باشه ایشالله
اوهوم...


خیلی هم لازمه...
ولی خب به شخصه خیلی وقته دیونه بازی نکردم و دلم لک زده واسه خل بازی هام...
سلام مریم بانو...
میام وبت ولی خب ساکتم اغلب...
قبول حق...
روزه که ازش محرومم فعلا...
نماز روزه های توام قبول
آقا می گما الان منم چشام اینطوری شده





اون چی چی بود گفتی؟
د و لمر؟
ینی چی چی ؟:دی
چه باحال ینی شما آهنگم میذارین سر کلاس؟
مگه جامعه اسلامی نیس معلم جون؟
ق:دی
فقیناز
والا مام دفه اول همین جوری شدیم







همه محو در افق...
د و لمر ِ یک جمله ی اسپانیاییه و معنی دوست دارم و اینا می ده...
اوهوم...میزاریم...ولی نه سر هر کلاسی...
سر بعضی کلاس های خاص میزاریم...اونم نه هر آهنگی...
ولی اون وقتا که خودم زبان می خوندم آموزش پرورش انقدر حساسیت به خرج نمی داد که حالا میده...
همه جور آهنگی برامون میزاشتن...
اتفاقا اونجا که نوشتم اسمارو میگم و می خندم اسم تو هم شاملش می شد
فقیناز
اصا خعلی باحاله
حالا فامیلیت میخوره مثلا به اولش



سیما نیس یه غیبتی کنیم ازش
فامیلی اون با ق خیلی باحال میشه
منم که ر ندااااااااااارم
خب چون اولشه خیلی ضایع میشه دیگه











بعد همچین غلیظ تلفظ میشه آدم جونش بالا میاد
آره...سیما که فامیلیش با ق خعلی باحال میشه...حالا نمی دونم میاد بخونه یا نه...
آوهوم... اتفاقا به اینشم فک کرده بودم که کاش فامیلی تو ر داش یخده با هم می خندیدیم
همون فقینازش خعلی باحاله...
اسم من ر نداره فامیلیم داره...
واسه تو برعکس
اینم از کشف من
من برم به بقیه ی اکتشافات خودم برسم
کلا مکتشف شدم خفن
مَقیَم سلام
مقیم همون مریمه در فرانسه
از فقیناز به مقیم




بعله...ما عاقلیم فقیناز خانوم
اصا به من چرا سلام نکردی؟
سلامتو خوردی؟
این باز زده کانال خارجکی آهنگشو
هرکی اینو گذاشته با ترجمه روش باید می ذاشته
اوهوم...زدیم خارجکی




ازونجایی که متن آهنگ یخده مورد اخلاقی داره و اینجا هم زن و بچه رد میشه می توتم خصوصی خدمت خودت عرض کنم
اگر مایل بودی بهم بگو برات می گم معنیش رو فقیناز جوووووووونم
فقیناز
وقتی آهنگو شنیدو هیچی نفمید
اصا روحم شاد شد خواهر جان
خودم بهت می گم چی چی میگه...
نگران نباش
وقتی که فارسی و انگلیسی و فرانسه رو با هم ترکیب کنی چی میشه!
سلام فاطمه جون
اصا ی چیزی میشه که نگوووووووووووو





تازه لهجه ی ورامینی رو هم بهش اضافه کن لیلا
سلام لیلا خانوم
التماس دعا تو این شبای عزیز وقتی میری حرم حضرت معضومه یا جمکران
یادمون باش
پیامبر صلى الله علیه و آله :
عَلیٌّ یَعْسوبُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمالُ یَعْسوبُ الْمُنافِقینَ؛
على پیشواى مؤمنان و ثروت پیشواى منافقان است.
امالى(طوسى) ص 355
ممنون دوست عزیز
خخخخخخخخخخخخخخ چقد قققققققققق
از زبون فرانسه سر در نمیارم، ولی چه اسلشرایی دارن! چه اسلشرایی....... وای دلم می خواد
یعنی اسم ِ من الان میشه: قهگذق
اسم من یه چیزی تو مایه های مافیا دزدا در میاد
کلا ق زیاد دارن...








چه چی هایی دارن؟
حدس می زنم ی جور غذا باشه
قهگذق...اینم قشنگه
کلا همه ی این ق گفتن هاشون اون کلمه رو ی جوری میکنه ولی به نطرم در مورد پاریس که میشه پقی اینطور نیست...
پقی قشنگ تره
ژَ دُق لُ فخانسه...
دو تا اسم ِ من نوشتم، چقدر اسم ِ من نوشتم


اسم پسرم میشه سامیاق
مهقناز
سامیاق



میگم واتس د ِ مینیگ آو سامیاق؟!!
مهقناز...
چقدر سخت شد تلفظش
خب........ از بچگی اسم سامی رو انتخاب کردم، یعنی بزرگ، بلند مرتبه
ولی یه ذره لوسه، به خاطر همین گفتم سامیارم قشنگه، اسم ِ یه سردار ایرانیه
اصلا همون سامی میزارم که به فرانسه تلفظش خراب نشه
.......
اسلشر ژانر فیلم ِ
چه جالب...من معنی این اسم رو نمی دونستم...






همون سامیار قشنگ تره به نظره من...سامی سوسولیه ...آدم یاد ِ این بچه لوس غیر قابل تحملا میفته
آره...با ی سرچ فهمیدم...اونم ژانر وحشت...چیزی که من دوووووس می دارم
چه سوتی دارما
ی جور غدا
fy fy, uar uar ..... ;sd o,ki kdsj ?
بله؟
متوجه نشدم چی گفتین