ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
هوالغریب....
امشب هیئت بودم...صبح با دلی ناآرام راهی شدم...در راه حتی در تاکسی هم اشک هایم گاهی چادرم را خیس می کرد...بغضی عجیب بر تمام دلم سایه انداخته بود...بغضی از جنس دلتنگی...
در گوشه ای نشستم و با همان دلتنگی چشم بستم و خودم را رها کردم در بغض خوابیده در پشت صدای مداح و من گویی جدا شدم از زمین و زمان...
نمی دانم چه شد ولی ناگهان فقط دستان فاطمه را محکم در دستانم گرفتم و بعد رهایش کردم...و بعد شروع شد...همان بغضی که از صبح مهمان دلم شده بود بالاخره شکست...مداح روضه حضرت قاسم می خواند و من آشکارا اشک می ریختم و شانه هایم می لرزید...چه خوب که برق ها خاموش بود و صدای گریه ها و لرزیدن من با همه ی وجود در بین آن همه صدا گم میشد...
امشب شبه عجیبیست...گاهی نفس کم می آورم...هوا هم هم ناله با من شده و می بارد...و سردی هوا که تا استخوان هایم را هم سرد می کند...
گاهی آن قدر عمیق میشود نفس هایم که انگار می خواهم نفس آخرم را در این گوشه ی اتاق فاطمه بکشم...و حال من در گوشه ای از اتاق او نشسته ام و پناه آورده ام به لپ تاپم و شروع کردم به نوشتن...تا شاید آرام گیرد دلی که از صبح عجیب بی قرار شده...
***امشب هیچ کس نفهمید آن دخترکی که آن گوشه با همه وجود می لرزد و اشک می ریزد اشک هایش برای چیست...علت اشک هایش رازیست بین خودش و خدایش...
و باز هیچ کس نفهمید که چه شد که همان دخترک بعد از تمام شدن هئیت بلند شد و چایی پخش کرد آن هم با لبی که می خندید...هر چند ظاهری...
**این شب بارانی پر شده از بوی تو...می خواهم تمام نفس هایم را عمیق بکشم شاید دیگر نفسم نگیرد....
چرا، من فهمیدم! چون خودم خواستم ازت!!
جدی فهمیدی؟؟
چه جالب...
...
باز ازین نظرا؟
اینجام وحشتناک سرد بود
تا مغز ِ استخونا!!!
تازه الانم زیر پتو سرده، تموم ِ من که می لرزه
اینجام عجیب سرد شده این چند وقته...
منم با وجود پتو می لرزم...حتی همین الان که دارم جواب نظر میدم
تازه شم

گوشتو بیار جلو کسی نشنوه
نت مفته!! تا مییییییتونی استفاده کن
والا ما میخواستیم استفاده کنیم اما نتشون زغالی بود
به کسی نگیا
تو چرا نه جواب نظر می دی نه جواب اس ام اس؟!!
شرمنده بانو...
شما که نظر منو راجب اس میدونی...
پس از دستم ناراحت نشو