ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
...
..
نمی دانم کجای دنیا کودکی ام را جا گذاشته ام؟
نمی دانم چرا دیگر این روزها خبری از آن همه آروزهای نجیب کودکی ام نیست؟
کجا رفتند روزهایی که به دنبال قاصدک های سرگردان می دویدم؟
کجایند روزهایی که به سادگی گذشتند؟ به سادگی گذشتند زیرا ساده و بی ریا بودند...
کجا رفتند روزهایی که تنها دغدغه ام این بود که قاصدک های بیشتری را بگیرم و با آرزویی دوباره رهایشان کنم؟
...
ولی حال روزگار آن روی خودش را هم نشانم داده...دیگر نه خبری از آن روزهای پاک و ساده است و نه خبری از آن همه قاصدک...
دیگر دغدغه ام جمع کردن قاصدک ها نیست...دیگر خبری از آن همه سادگی نیست...
تنها یادگار آن روزها خاطرات کودکی ام است...چه خوب گفت شاعر روزهای ناتمام که " پیش از آنکه با خبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود " ... و من پیش از آنکه گذر زمان را حس کنم کودکی ام را از دست دادم...
...
...
می خواهم برگردم به کودکی ام...دلم می خواهد گاهی همانند کودکی ام برای خواسته هایم گریه کنم...دیگر دلم نمی خواهد در مقابل تمام سختی ها بیاستم و نشکنم...
دلم می خواهد گاهی مثل دوران کودکی ام ببارم...دلم می خواهد گاهی گریه کنم ...بدون این ترس که اشک هایم نشانه ی ضعفم در نظر گرفته شود ...
خسته شدم از این بزرگ شدنی که مرا از آن همه سادگی دور کرده... خسته شدم از این بزرگی که به من یادآوری می کند که در این دنیا نباید خودت باشی...
خسته شدم از این بزرگی که مرا از آن همه آرزوی نجیب دور کرده...
دلم می خواهد همانند کودکی ام به دنبال قاصدک ها بدوم...
دلم می خواهد خودم باشم...
روزهای خوب کودکی ام آمدم سراغتان...
باید بدوم...
..
.
سبز باشید...
بعدا اضافه شد: یه مدت نیستم...
بعد از تموم شدن امتحانای دانشگاه میام... موفق باشید...
{گل}
یادش به خیر! چه روزگار شاد و پرخاطره و هیجان انگیز و زیبایی بود.
روزگاری که هر آنچه را انجام می دادیم سرزنشمان نمی کردند و اشتباهاتمان را به پای کودکی مان می گذاشتند. روزگاری که دوستی و محبت را تنها در لبخندها می یافتیم و کدورت هایمان پس از چند ثانیه به لبخندهای شیرین مبدل می شد. آن روزها فقط مهربانی را می شناختیم و غنچه های مهر و عاطفه بود که همواره در قلب های پاک و کوچکمان ریشه دوانده بود. روزگاری که با دورویی، حسادت و انتقام بیگانه بودیم و دلهامان لبریز از یکرنگی و عطوفت بود. کینه می ترسید حتی برای لحظه ای میهمان قلب هایمان بشود و فقط لطف، پاکی و صمیمیت بود که همواره میهمان دلهای پاک و بی آلایشمان می شد. اما افسوس! افسوس که به سرعت باد سپری شدند. روزهای شیرین کودکی ام را می گویم. روزهایی که با تمام شیرینی و زیبایی و با تمام خاطرات جالب و فراموش نشدنی در غبار زمان محو شدند.
یادش بخیر!
سلام. من که هیچ کودکیم رو دوست ندارم.
قشنگ نوشته بودی نازنین.
من دیشب یه قاصدک تو کوچه دیدم. دویدم. و گرفتمش و یه ارزو کردم. هنوز گاهی بی دلیل جیغ می کشم. یا هی مامان می گم و بهونه می گیرم. گاهی بی دلیل گریه ام. می گیره. گاهی فقط می خوابم.
عزیزم کودک درون ما که نمرده اگه زمان گذشته. و خاطرها مونده... هنوز میشه گاهی بچگی کرد....
آره...
اون روزا گذشته...ولی کاش فقط پاکی اون روزا باهامون می موند...
...
کاش میشد واقعا بچگی کرد...
..
رفع مشکل مدرک دیپلم و سیکل و پیش دانشگاهی ،قابل استعلام از آموزش و پرورش
سلام،
دلم گرفته ..... دوباره هوای تو رو داره ..... چشمای خیسم باز هوای تو رو کرده ..... این دل تنهام .... این عاطفه ...... این گریه ......هوای شهر کودکی ..... پیچیده توی اتاقم مثل خواب ..... داره بد جوری غریبی می کنه .....چشمای خیسم واسه دیدنت بی قراره ......آروم ندارم ..... یه نشونه می خوام واسه قلبم .... از کودکی ..... از هجای سبز دیروز که رفت و به خاطره ها پیوست ...... و من ..... و من باز می شکنم در اوج تنهاییم ...... هر روز ..... هر روز ......
تو دیگه نیستی و دنیا زندون شده .....نمی دونم دلم به چی خوشه .....این غم لعنتی داره منو می کشه ..... کودکی زیبایم ..... ای رویای از دست رفته ... واسه کی لالایی می گی ؟.....شبهایی که دلم گرفته .... چجوری از تو بخونم ؟ وقتی بغضی تو گلومه ..... خاطـــــــــــــــــــــرات تو ای کودکی هر روز پیش رومه
آبجی جون منم مثل شما دوران کودکی زیبا و رویایی داشتم که به خدا حاظرم به اون دوران برگردم ...حتی با همه سختی ها و گریه هایش ......
ممنونتم که باز تلنگری زدی به این دل تنگم ز کودکی و منو یه بار دیگه به اون دوران خوب و مهربون که پر از خنده و شادی و عشق بردی
منم باید برم
برم .... چون روزهای خوب کودکی منتظرم است
اونجا می بینمت عزیز
موفق باشی
بای
سلام...
ممنونم از حضورتون...
و ممنون از حرفاتون...
سبز باشید...
سلام...
هنوز مطلب جدیدتون رو نخوندم...
الان می خونمش...
راستی مطلبی نوشتم که خیلی خوشحال می شم با حوصله بخونینش...
مطلبی هس به اسم آدمیت یا جنسیت؟
منتظر نظراتون هستم...
چرا دیگه سر نمی زنین؟ :(
حالا من باید بگم اتفاقی افتاده؟
نیلوفری باشین همبشه...
سلام...
باشه میام می خونم...
این روزا کلا کمتر نت میام...
واسه همینه که نیستم...
سبز باشید...
بعد از خوندن مطلبتون:
زیبا بود... منم که قبلاً بهتون گفته بودم... تا یه قاصدک می دیدم می گرفتم تو دستامو کلی نگاش می کردم.... وقتی بچه بودم به غروب نگاه می کردم و لذت م بردم... وقتی بچه بودم منتظر طلوع خورشید می موندم تا اولین پرتوهای اون بخوره به صورتم.... بچه که بودم عاشق ستاره ها بودم... برام همه چی بودن... بچه که بودم ادعای عشق نمی کردم... بچه که بودم همه رو دوست داشتم... بچه که بودم آدم بودم با همه ی اون خصوصیات اخلاقی ای که داشتم مثه لجباز بودنو مامانی بودن...
حالا اوضاع فرق کرده به نظر آدم بزرگی شدم... ولی هنوزم دوس دارم اون حسای بچگونه بیاد سراغم... اما بهونه می آرم که آدما نمی ذارن...
***
خیلی زیبا نوشتین شبیه شعر شده بود... آفرین...
***
به خدا بچه ها بیشتر از خیلی از آدم بزرگا می فهمن... ما فکر می کنیم بچه ان ولی از همه چیز خبر دارن... چون ذاتشن صاف و صیقلیه...
نیلوفری باشین...
ممنون...
بچگی کردنو دوست دارم...چون تو دنیای بچگی چیزی هست که تو بزرگی ما نیست...و اونم چیزی جز صداقت و صافی نیست...
سبز باشین...
سلام..ممنون که خبرم کردی..
احسنت جالب بود...
کودک که بودیم چه دل بزرگی داشتیم...اکنون که بزرگ شدیم چه دلتنگیم!!!
یاد آن ایام خوش...
یادش بخــــــــــــــیر ...
راستش وقت ندارم الان بخونمت
برمی گردم می خونم فقط اومدم سلام کنم دوست خوبم
هر وقت بیای حضورت قابل احترام و ارزشمنده...
سبز باشی...
راستی
تولد بانوی آب و آیینه رو بهت تبریک میگم...
سلام فاطمه جون من کسری از shz هستم وبلاگت عالیه منم ممنون میشم که به وبلاگ منم سری بزنی یا بهم ایمیل بدی kasratish@yahoo.com
سلام
وبلاگ خیلی قشنگ و باحالی داری
خوشحال میشم به منم سر بزنی
ازطرف پاتوق نارفیقان
javascript:void(0);javascript:void(0);javascript:void(0);javascript:void(0);
سلام متن بسیار بسیار زیبایی بود
من آپم
سبز باشید
سلام فاطمه جون
خوبی عزیزم
این روز قشنگ و به یاد موندنی رو به مادرم ، شما و تمام مادران فداکار و مهربون تبریک میگم
در ضمن از طرف من به مادرتون هم تبریک بگین
این چند روز میخوام بترکونم وبو
هر روز چند تا آپ بکنم
تا شاید به اندازه ذره ای از محبت مادرا تقدیر بکنم
بازم میگم روزتون مبارک
[گل] [گل]
[گل] [گل]
[گل] [گل]
[گل] [گل]
[گل] [گل]
[گل][گل] [گل] [گل] [گل]
[گل][گل] [گل] [گل] [گل] [گل]
[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]
[گل]
[گل] [گل]
سلام...
ممنون...
منم این روز و به تموم مادرا تبریک میگم...
عالی بود.
ممنون که هنوزم میای فاطیمای عزیز...
سلام
خوبید؟؟؟
ولادت حضرت زهرا (س) و روز زن بر شما مبارک باد
با آرزوی موفقیت و کامیابی برای شما دوست عزیزم[گل]
ممنون خوبم...
منم تولد بانوی آب و آیینه رو به شما تبریک عرض می کنم...
به نام او که هر چه دارم از اوست...
در زاد روز این پسر و مادر / شمس و قمر قرینه ی یکدیگر
مادر، بزرگ بانوی دین، زهراست / فرزند او، خمینی روح الله است
مادر، چراغ روشن ایمان است / فرزند، روشنایی ایران است
از مهر مادر و خط این فرزند / یا رب به ما جدائی از آن مپسند . . .
میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل، صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر را به همه مادران تبریک و تهنیت می گویم.
[گل]
ممنون...
منم تبریک میگم...
خیلی قشنگ نوشتی عزیزم
مثل همیشه عالی بود
سلام...
واقعا خودتی؟؟؟؟؟
چند روز پیش بود اومدم وبت و داشتم فکر می کردم که چرا رفتی؟
حالا امروز اومدی...
برام خیلی جالب بود...
ممنونم ازت که اومدی...
اگه دوباره بیای وبت خوب میشه...
بیا ...
..
سبز باشی ...
فاطمه دوست مهربونو ماهم.تو هنوزم پاکیو صداقت یه کودکو تو بزرگسالیت حفظ کردی.تبریک میگم به تو
آسمون دلت همیشه پر ستاره...
آن کیست کز روی کرم با من وفادای کند
بر جای بد کاری چو من یکدم نکوکاری کند /
اول ببانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
و آنگه به یک پیمانه می با من وفاداری کند/
...
سلام،
با عرض ادب و احترام
خدمت شما عزیز گرامی
فرخنده میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه ( ص ) رو به تمامی مسلمین تبریک گفته و
شما دوست عزیز رو به دیدن آپ جدید خود دعوت می کنم
با آرزوی سلامتی برای شما تمامی دوستان
مزاحم کوچولو منتظر حضور سبزتون هست
بیاید و ببینید و نظر بدید
موفق باشید
بای
سلام به دوست عزیزم...
میلاد یگانه بانوی عشق ،یگانه سرور و سالار بانوان عالم،خانوم فاطمه زهرا جان (س)،همچنین روز مادر و زن را به شما دوست عزیز تبریک میگم و از خدای یگانه آرزوی سلامتی همراه با ثبات قدم در زندگی برای شما دارم.
در رابطه با اون قضیه کارشناسی ارشد که قوربو ن خدا جون و خانوم جونم فاطمه زهرا (س) برم بازم مثله همیشه با حکمتش مواجه شدم درسته که رتبه خوبی برای قبولی نیووردم تاوارد دانشگاه سراسری بشم اما رحمت خدا همچنان جاریه آخه می دونی چی شده؟
قراره انشاالله در مرکز تحقیقات اونم ازنوع دولتیش مشغول به کار بشم.
دوست خوبم اول ازخدا دوم از سرورم خانوم فاطمه زهرا (س)،و سوم ازشما به خاطر دعای خالصانه که برام کردید تشکر می کنم.واقعا خدا خیلی به من لطف داره فکر می کنم دلیل این همه لطف به من بنده حقیر چیزی جز دوستی با خانوم نباشه که واسم خیلی عزیزو محترمه.
در پناه یگانه ی هستی بخش.javascript:void(0);
سلام...
خوشحالم که مشکلتون به این شکل رفع شد...
موفق باشید در کار جدید...
سبز باشید..
سلام عزیزم واقعا وبلاگ قشنگی داری.خیلی مواقع سرمیزنم ببینم مطلب جدیدی گذاشتی.من بانظرمجتبا موافقم.
بچه هاواقعابیشتراز بزرگترا میفهمن وچیزای جدی را ساده میگیرن وچیزای ساده را خیلی جدی جلوه میدن.قاصدک باخودش ازدنیای پاکی وصداقت:ازخداحامل پیامیه واینو بچه ای که با اشتیاق دنبالش میدو ه میفهمه چون اون قدرقلبش صاف وآیینه ایه که فرکانسای پیام الهی را بهتر از آدم بزرگا میگیره!!!!!!!
امیدوارم هیچ وقت باکودک درونت غریبه نشی عزیزم
سلام...
ممنونم ازت...
درسته دنیای کودکی صداقتی رو داره که دنیای بزرگی ما آدما نه...
فقط میشه کودک درونمون رو حفظش کرد تا همون شکل بمونه..
بازم ممنون...که میای...
منم امیوارم هیچ وقت باهاش غریبه نشم...
سبز باشی...
همزمان با یک طلوع با روشنی
آمدم با گریه، گشتم ماندنی
غافل از سردی وتاریکی شهر
غافل از دنیای بی پیر دنی
غافل از تلخی دوری از بهشت
غافل از اطعام سیب راندنی
متولد شدم از حور بهشت
مادر،این فرشته خوی ماندنی
سلام خیلی جالب بود. موفق باشی . [گل]
خسته ام از خویش... از این تکرار خویش...
از گذشته ی تلخ و آینده ی مبهم خویش...
تو را در گلویم فریاد می زنم...
نامت را... حضورت را... خیالت را... وجودت را...
دستهایم را در گرمی یه دستهایت بگیر و مرا فریاد کن...
بیا بیا به شانه های من تکیه کن...
دستت را به من بده... حرفت را به من بگو...
دین من عشق تو است... مذهب من عشق تو است...
وجود من عشق تو است...
سلام،
ممنونتم
http://www.photo.lon.ir/files/w08a1vbz9ol855crk9fy.jpg
موفق باشی
بای
سلام
خوبی؟
بازم مثل همیشه مطالبت قشنگه
سلام آره کودکی که شما میگین قشنگه اما اگه مسی همینم تجربه نکرده باشه چی؟اگه از اول
دیگر دلم نمی خواهد در مقابل تمام سختی ها بیاستم و نشکنم...
مصداق این جمله باشه چی؟بذار من بگم مثل شما مه فقط تو بزرگی دیدینو خسته شدین یه جایی کم میاره.اما همه باید یاد بگیریم که اگه معنیه بزرگی اینه این بزرگی قشنگه،این نشکستن قشنگه،این خندیدن قشنگه.باید یاد بگیریم همیشه بخندیم درسته به ظاهر زجر آوره اما به جای اینکه سعی کنیم ظاهرمونو مثل باطنمون کنیم بهتر نیست باطنمونو مثل ظاهرمون شاد کنیم؟
باید بخندیم یکی عاشق خندیدنمونه.خدامون منتظره
امیدوارم تو درسات موفق باشی
شاد باشی
***
سلام...
حتما دارین درساتونو می خونین...
منم سرگرم درسامم...
ایشالله توی همه ی درساتون موفق باشین...
سلام عزیز دل
امیدوارم تو تمام امتحانات موفق باشین
سلام عزیز دلم
خوبی؟
دل به دل راه داره
مر۳۰ عزیزم
ممنون که به یادمی
نمیشه فدات شم
وب من دیگه برام مرده
شرمنده فدات شم
دوستت دارم فاطمه من
سلام
سلام....
یه روز خوب میاد[گل]
مسافر کوچولو دوربار اپ کرده و شمارو به اپ جدیدش دعوت میکنه
منتظرت هستم دوست عزیز
سلام باران بهاری
روزگار کودکی با تمام پاکی ها و نجابتش الان فق یه خاطره است اتفاقا دیشب آلبوم اون روز ها رو نگاه می کردم.
یه لحظه دلم گرفت ولی اون یه لحظه قد یه آسمون بزرگ بود.
آره قد یه دنیا بچگی دوست دارم
سلام...
آره...از اون روزا فقط کلی خاطره و عکس مونده...
آلبوم دیدن یکی از سرگرمی های خیلی خوبه منه...
ممنونم ازت که تو این ایام امتحانات هم دوستت رو فراموش نکردی...
سبز باشی غزلک...
سلام امروز یکدفعه یه قاصدک امد رو دستم نشست واسه پایداری رفاقتمون از ته دلم آرزو کردم و فرستادمش پیش خدای خوبمون.
سلام...
امیدوارم پایدار بمونه...
ممنوم ازت...
سبز باشی...
امتحاناتو خوب بدی خانوم مهربونه و نازه ارزو
ممنونم آرزو جان...
سلام
خوبی فاطمه خانم
خودت گلی همین که اومدی وبلاگم گلستان شد
پارسا جونم رفت
کاشکی زود بیاد
قربانت
سعید
سلام،
با عرض ادب و احترام
" مزاحم کوچولو "
شما دوست عزیزو تمامی دوستان گرامیتان را
به آپ مهربونی دعوت می کنه
حتما تشریف بیاورید ...... آخه موضوع مهمی گفته شده
حضور شما باعث افتخارم خواهد بود .
نظر یادتون نره !!!!!!!!!
منتظرم
موفق باشید
بای
سلام [گل] سلام [گل] سلام [گل] سلام [گل] سلام [گل] سلام [گل]
دوست عزیز مسافر کوچولو شمارو به وبلاگش دعوت میکنه برای دیدن اپ خودش
زود بیا گلم [گل]
راستی دلت رو جلا بده بعد بیا ....
دوست دارم با چهرهای خندون بیایی....
منتظرتم نازنین....[قلب]
مسافر کوچولو...
بازهم یک متن زیبای دیگه................
عالی...
بله اولین شب جمعه ماه رجب است...ما را هم دعا کنید
سلام فاطمه جان
امیدوارم که حالت خوب باشه و روزگار به غیر از روی بد روی خوب هم نشان بده
از گریه گفتی از آرزوهای کودکی از چیز هایی که خیلی وقته بهش حتی فکر هم نکرده بودم
آره الان که فکرش رو میکنم میبینم چه دنیای خوبی داشتم
به قول شما بزرگترین مشکل زندگیم این بود که از پدر و مادرم چیزی بخوام و به خاطرش گریه کنم.
الان خیلی وقته میخوام گریه کنم نمیتونم
الان خیلی وقته دیگه آرزویی ندارم
الان دیگه نمیخوام وجود داشته باشم
خیلی وقت ها دلم میگیره آرزومه گریه کنم نمیتونم.
الان مجبورم برای رسیدن به چیز هایی که میخوام خودم تلاش کنم و کسی کمکم نیست
الان چرا باید تنها باشم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مثل همیشه عالی بود
امید است روزی همه به آنچه میخواهیم برسیم
سلام
من آپم
سلام سلام سلام سلام
آنفدر خوشحالم که می خوام بال در بیارم برم آسمون هفتم.
بگو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه امتحانم تموم شده دیگه نف های آخرم بود وگرنه باید تشیع جنازم شرکت می کردی. ووووووووووووووووووووااااااااااااااااااای که چقدر خوشحالم.
دلم واست تنگ شده خیلی زیاد از سها بلا مرده چه خبر؟؟
فردا میام خونه بوس. به امید دیدارت بوس بوس بوس.
سلام...
فقط می تونم بگم که خوش بحالت...
واسه ما که همچنان نهضت ادامه داره تا ۷ تیر...امروزم که تازه ۳ تیره...
چیزی نمونده...اصلش همین هفته بود که گذشت...
امیدوارم که موفق باشی ...
موفق باشی واسه منم دعا کن ...
سلام،
با عرض ادب و احترام
مزاحم کوچولو شما رو به دیدن آپ جدیدش دعوت می کنه
بی شک حضور شما باعث افتخارم خواهد بود
شاد و سر بلند باشید
بای
ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین
بال های خویش را دست توسل کرده بود
ولادت حضرت علی (ع) مبارک
سلام.....
مسافر کوچولو به روز شده[گل]
خدا گفت:زمین سردش است چه کسی می تواند زمین را گرم کند؟
لیلی گفت: من
خدا شعله ای به او داد و لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت، سینه اش آتش گرفت.
خدا لبخند زد ، لیلی هم.
خدا گفت: شعله را خرج کن ، زمینم را به آتش بکش.
لیلی خودش را به آتش کشید. خدا سوختنش را تماشا می کرد.
لیلی گُر می گرفت، خدا حظ می کرد.
لیلی می ترسید، می ترسید آتش اش تمام شود. لیلی چیزی از خدا خواست.
خدا اجابت کرد، مجنون سر رسید.
مجنون هیزم آتش لیلی شد، آتش زبانه کشید.
آتش ماند، زمین خدا گرم شد.
خدا گفت: " اگر لیلی نبود، زمین من همیشه سردش بود "
سلام ممنون که اومدی
یه آپ جدید کردم
ولی جمله نیست مطلبش ورزشیه
موفق و پیروز باشید
سلام
امیدوارم به خاطر تاخیری که داشتم مرا ببخشید
بالاخره وقت کردم تا وبلاگ جدیدم را راه اندازی کنم
در خدمتتان هستم در وبلاگ یوتوپیانیسم متجدد
یا همان یک فنجان چای داغ البته با یک آدرس جدید
http://utopism.blogfa.com/
لطفا مرا با نام جدید لینک نمایید
برام دعا کن
باشه؟
حتما تو کنکور موفق میشی...
نگران نباش...